پدرخوانده
پدرخوانده
ــــــــــــــــــــــــــ
پارت۳۰
از زبان راوی
رسیدند به ایتالیا وقتی رسیدند به یه هتل رفتند واتاق گرفتند جونگ کوک ویوری لیسا ویونا جیمین وسولی
ویو جونگکوک
رفتیم تو اتاق که یدفعه یوری گف
+بریم بار
-بار؟
+اره
-خانم کوچولو نمیشه رف
+چرا میریم خوبم میریم
-هوففف از دست تو اماده شو به عمو جیمین هم بگم اماده بشن
+باشه(ذوق)
رفتم اماده شدم چون میخواستم ری اکشن جونگ کوک رو ببینم یه لباس پوشیدم فقط یکمی باز بود خب من با اون یه ذره مشکلی نداشتم جونگکوک را نمیدونم اصن یه چیزی میپوشم روش تا نبینه رفتم یه دوش۱۰مینی گرفتم اومدم بیرون موهام را خشک کردم لباسم را پوشیدم موهام را حالت دادم ویه ارایش ملایم کردم ویه کت رویه لباسم پوشیدم ورفتیم سوار ماشین شدیم
ــــــــــــــــــــــــــ
پارت۳۰
از زبان راوی
رسیدند به ایتالیا وقتی رسیدند به یه هتل رفتند واتاق گرفتند جونگ کوک ویوری لیسا ویونا جیمین وسولی
ویو جونگکوک
رفتیم تو اتاق که یدفعه یوری گف
+بریم بار
-بار؟
+اره
-خانم کوچولو نمیشه رف
+چرا میریم خوبم میریم
-هوففف از دست تو اماده شو به عمو جیمین هم بگم اماده بشن
+باشه(ذوق)
رفتم اماده شدم چون میخواستم ری اکشن جونگ کوک رو ببینم یه لباس پوشیدم فقط یکمی باز بود خب من با اون یه ذره مشکلی نداشتم جونگکوک را نمیدونم اصن یه چیزی میپوشم روش تا نبینه رفتم یه دوش۱۰مینی گرفتم اومدم بیرون موهام را خشک کردم لباسم را پوشیدم موهام را حالت دادم ویه ارایش ملایم کردم ویه کت رویه لباسم پوشیدم ورفتیم سوار ماشین شدیم
- ۲.۹k
- ۰۳ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط