نازنینم

نازنینم
مدتی هست بیخبرم از وجودت
ولی میدانم هم از حال من با خبری
هم دورا دور هوایم را داری.

میخواهم معترف شوم
اعتراف کنم
هر روز که دلتنگی هایم را در دفترچه خاطراتم مینویسم
کمی تامل میکنم
بعد بغض و خنده قاطی میشود در صدایم
براستی رویا این خیلی دلتنگی را چگونه بنویسم
که به چشم بیاید و باور کنند، دلتنگم
راستی نازنین اینگونه فکر کنم بهتر است

مینویسم از این پس، دلتنگتم
اینگونه
خیییییییییییییییییییلللللللللللللللللللییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

آسوده بخواب
نازنین
دیدگاه ها (۱)

نازنینممدتی هست بیخبرم از وجودتولی میدانم هم از حال من با خب...

**photo & text by :delaram**باذن الله... بسم الله. . .×× من،...

پدر

روز دختر و پیشاپیش به همه دختران سرزمینم و دختر قشنگ خودم تب...

ﺑﻜﻦ ﭘﻴﺪامﻛﻪ دﻟﺘﻨﮕﻴﻢ واﺳﻪ ﭼﺸﻤﺎت ﻣﻦ و ﺗﻬﺮانﻣﺒﻴﻨﻴﻢ ﻋﻜﺴﺎﺗﻮ ﺧﻴﺲ ﻣ...

مثل سرزمینی هستی که دیگر نمی‌توانم به آن برگردم 🫠#میخواهم_زن...

💔💔🥀🥀

دوستت دارم💞و این را روزی هزارباربرایِ خودم تکرار می کنمو سر...

میگن عشقبه شدتشه نه به مدتش،اما من چند مدتیه به شدت دوست دار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط