سناریو درخاستی مویچیرو

سناریو درخاستی مویچیرو

بسم الله الرحمن الرحیم
ا.ت ی قصه ی ما ی هاشیرا بود حالا رتبه و سبک تنفس به خودتون مربوطه .
ا.ت ی روز رفت پیش مویچیرو تا باهاش ی چایی بزنه ازیرا که مویچیرو بعد دیدن تانجیرو آدم شده بود .
ا.ت : هوشَ مویچیرو !
مویچیرو: چته ؟ چیکار داری ؟
ا.ت : مگه کوری ؟
مویچیرو: خب بگو چی میخوای دیگه!
ا.ت : نبات و چایی و لیوان تو دستمه ها ! بیا بخوریم .
مویچیرو : نه ممنون چایی سیاه دوست ندارم .
ا.ت : بیا برات کمرنگ میریزم زرد بشه.
مویچیرو : بیا برو بابا نمیخوام .
ا.ت : باوووشه.
و ا.ت رفت و دوباره شب برگشت و مویچیرو رو دید که یک گوشه به آسمون زل زده.
ا.ت : آه ، یک پسر بچه ی پاک و معصوم و مه آلود در یک شب تیره به آسمان نگاه می‌کند. وای چه رمانتیک .
مویچیرو : 🗿
ا.ت : بیا اینبار چایی دو رنگه .
مویچیرو : واقعا ؟
ا.ت: آره بابا!
مویچیرو به چایی نگاه میکنه .
مویچیرو : اینکه قهوه ایه.
ا‌.ت : نه نگاه کن .
ا.ت لیوان رو تا نصفه پر کرد و با ی قاشق و شِکر و آب چایی رو دو رنگ کرد .
مویچیرو: واوووووو
ا.ت : بِخور .
مویچیرو داشت می‌خورد و ا.ت هم که منتظر این لحظه بود گفت
ا.ت : چی میقولی⁵؟ چیپس میقولی؟
مویچیرو هم داشت می‌خندید ولی جلوی خندشو گرفت.
ا.ت : بخور بخور ای فرزند جوان !
مویچیرو هم خندید و چایی از دماغش ریخت بیرون .
ا.ت : ایول شد \(^-^)/
مویچیرو : مگه مرض داری ؟
ا.ت : آره دارم .

بر گرفته از مرض های من و خواهرم اندر خانه

نصف سناریو ها درخاست @gojuro ئه ی مشت درخاستی داده بود منم هر وقت حوصلم سر بره یکی رو مینویسم 😂
دیدگاه ها (۱۴)

سناریو تک پارتی مویچیرو(درخواستی)موضوع : اعترافتو یکی از هاش...

سناریووقتی می‌خوان ببوـ٫ـسنت:هری:عزیزم....آ/ت : نه زشته یهو ...

💜 پارت اول | شبی که همه‌چیز شروع شد صدای موسیقی کل بار رو پر...

سناریو مایکی پارت ۲

سناریو خط قرمز

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

این عشق فیک نیست پارت 5//ویوی کوک(صبح) // صبح از خواب پاشدم...

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃 𝟷 | اولین نتسئول، ساعت ۷:۱۵ صبح.صدای رفت‌وآمد ماش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط