چندشاتی تهیونگ

چندشاتی تهیونگ

part 16

بعد از‌چند دقیقه بالاخره به خودش اومد..

طلاق رو کنار انداخت و تن زخمی و پر از درد دختر رو در آغوش گرفت..

دختر ب اینکه در درد غرق بود، ولی هیچ‌چیز مانع این‌نمیشد که از آرامش آغوش اون‌پسر لذت نبره..

لبخند ناخداگاه مر از دردی به صورتش اومد‌ ک سریع جمعش کرد..

-ات.. قشنگم‌.. من عاشقتم..

باورش نمیشد.. اون‌فرو سرد و بی احساس، الان داشت عشقش رو اعتراف میکرد؟!..

.. چ..چی‌میگی؟

با صدای بی‌جون‌گفت..

-طی این‌مدت واقعا زیاد اذیتت کردم، ولی الان متوجهم‌چقدر با ارزشی..

من..

-ات.. لطفا... دیگه نمیخوام خدمتکار من باشی.. میخوام همسرم بشی ...

دختر تعجب کرد..

شوخیت گرفته؟

- معلومه که نه

نمی‌دونست چی‌بگه..

بدنش درد‌میکرد ..

آخ.. بدنم..

-خوبی؟ میخوای بریم دکتر؟

نه.. خوب میشم:(

-ببخشید.. من خیلی بدم که اذیتت کردم..

اشک از چشمای پسر ریخت و دختر رو در آغوش‌گرفت..

-هق.. لطفا منو ببخشید، متاسفم..

اشکاش سرازیر شد..

خیلی تعجب آورد بود، اون‌مافیای بزرگ جهان عاشق یه دختر خدمتکار بشه و براش گریه کنه..

هی.. آروم‌باش..

-لطفا.. منو ببخش عاشقتم..

باشه! میبخشمت

پسر با شنیدن این حرف قلبش به تپش افتاد، لبخند پررنگی رنگی زد و لبای دختر رو ناخداگاه بوسید..

بعد از چند به خودش اومد..

سریع جدا شد

-ببخشید..

هی.. جدی دوستم داری؟!

-جدی:)

پس.. این حس دو طرفه هست..

-واقعا؟

با شنیدن ابن حرف قلبش به ضربان ۱۰۰۰ رسید..

-عاشقتم..

من بیشتر ، ارباب من..


the end.
دیدگاه ها (۲۶)

دوشاتی جیمینPart 1 +بیا دیگه جیمیناااا-ات زشتههه+جیمین..-خیل...

دوشاتی جیمینPart 2,تا ات خواست صحبت کنه یه مرده یقه جیمین رو...

چندشاتی تهیونگpart 15-من متاسفم...+متاسف؟!.. برای چی؟!..- بر...

چندشاتی تهیونگpart 13-ببینم به نظرت‌من‌تورو واسه بازی خدمتکا...

𝓜𝓮, 𝔂𝓸𝓾 𝓪𝓷𝓭 𝓪 𝓷𝓸من°تو°و°یک°نه.🪄.🔮.🪄پارت ۱۵: توی راهرو، یه پس...

کوک شوهر کینه ای Part 31

کوک شوهر کینه ایPart19

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط