چن وقت پیش شمال بودیم... رفته بودم کنار دریا قدم بزنم؛دید

چن وقت پیش شمال بودیم... رفته بودم کنار دریا قدم بزنم؛دیدم یه دختره افتاده بود تو آب،داشت دست و پا میزد و داد میزد:کمککککککک...تو رو خدا کمکم کنیییییییییید... . اسکل داشت غرق میشدااااااا بازم دست از گدایی کردن بر نمیداشت :| . . . . چیه ... ؟ :| . . . نکنه بهش حق میدین تو اون حالت هم گدایی کنه؟ o__0
ـ
دیدگاه ها (۲)

Part ²⁵ویو لیلی شوکه بودم اما نگاهم همینجوری رو چشمای جونگکو...

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:⁹+ جونگکوک‌ نمیتونم بیارمش.جونگکوک‌ و یونا ...

دریاچه قوپارت۴۲دستشو که برداشت گفتم:پس تو منو به رقص دربیار....

خوابگاههاگاکوره:بچه ها حالا که فردا رو تعطیل ایم و از دست ام...

#چندپارتیوقتی پسش میزنی کم کم بارون گرفت و باعث شد سرتو بگیر...

فیک مافیاهاپارت ۳۴ویو دوهفته بعد دخترا باهم کنار اومده بودن ...

برده عمارت جئون

One

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹part:⁴....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط