ای اشک تو ای جاری احساس شبانه

ای اشک تو ای جاری احساس شبانه
ای همدم هر دردو غم و رنج زمانه

بنشین تو بر این گونه ی تب دار من امشب
از کوره ی دل می کشد آتش چه زبانه

در حادثه ی عشق و دل و عقل و جنون هم
فریاد رسی نیست به جز تو به میانه

در لحظه ی شادی و نشاط و غم و غصه
تو آمده ای اشک به هر عذر و بهانه

باران به شب تلخ و غم انگیز جدایی
در مکتب احساس تو آموخت ترانه

در شعر من امشب چه غریبانه شدی تو
ای اشک هم از دیده و دل هر دو روانه
دیدگاه ها (۲)

بعضی ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻫﺎ...ﻧﻪ ﻋﺎﺩﺗﺴﺖ ... ﻧﻪ ﻋﺸﻘﺴﺖ ...ﻧﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ...ﭼ...

انسان هابه میزان "فرهنگشان" "عشق میورزند". به میزان "حقارتشا...

‌‌‌‌‌ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿــــــــﺎ ﺗﻨﻬـــــــﺎ ﺑﻮﺩﻥ ,ﺧﯿﻠـﯽ ﺑﻬﺘﺮ...

زیباست ...بعضی وقتا آدما الماسی تو دست دارن، بعد چشمشون به ی...

---«می‌دانی، سخت‌ترین نوعِ غم، آن نیست که باعث شود آدم در می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط