یِک روز سَرانجام طاقَتَش طاق میشَوَد وَ با صِدایِ بُلَند

یِک روز سَرانجام طاقَتَش طاق میشَوَد وَ با صِدایِ بُلَند جَوابِ هَمِه را میدَهَد
آدَم هایی کِه سکوت میکُنَند،یِک روز فَریاد میکِشَند،از جِلدِ خود بیرون می آیَند وَ آدَمِ دیگَری میشَوَند
وَ آن وَقت دیگَر کُنتُرُلِشان از دَست خارِج میشَوَد
نََبایََد سََر بِِه سََرِِشان گُُذاشت
دیدگاه ها (۴)

:) فقط دو تا:) رفیق صمیمی:) میتونن هر دو:) حالشون بد باشه:) ...

`دنیا `دچار `درد `سر `شده`و `فقط `هم `دو `راه `حل`موجود `است...

هرگز پلیـ راکهـ از رویـ آنـعبور میکنیـ ،خرابـ نکنـ ،حتیـ اگر...

اونیکه‌میره‌قنادی‌جلوی‌تک‌تک‌یخچالاوایمیسته‌وکیک‌هارو‌نگاه‌م...

آدم ها خسته که شدند ؛بی صدا تر از همیشه می روند !احساسشان را...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ¹¹ بعد از چند دقیقه راه رف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط