شب های پر التهاب را می فهمم

شب های پر التهاب را می فهمم
در آینه اضطراب را می فهمم
حالا که سقوط کرده ام از چشمم
افتادن یک شهاب را می فهمم

/ سعید
دیدگاه ها (۱)

اشعار مرا به دست خورشید دهید هرم نفسم را به تن بید دهید شب م...

سیگار هم از تو معرفت‌ دارتر است! دلگیر نشو که از تو غمخوارتر...

اتاق بسته و دری که تکیه گاه می شود ز پشت پرده کوچه ای که راه...

دیارم به سر رسید و خودش را نشان نداد گفتم کمی امان بده اما ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط