بنویسید کـه جز خون خبری نیست کـه نیست

بنویسید کـه جز خون خبری نیست کـه نیست
بـه تن این همه ی ی سردار سری نیست کـه نیست
بنویسید کـه خورشید بـه گودال افتاد
و پس از شام غریبان سحری نیست کـه نیست
آتش از بال و پر سوخته جان می گیرد
زیر خاکستر مـا بال و پری نیست کـه نیست
دیدگاه ها (۱)

#بفرست_براشجز تو کسی در دل ما نیست #الهی نظری کن...بین سوخته...

💙سلام عزیزان صبح بخیر 💋💙تویی که از همۀ دختران شهر، سریبه قول...

وقت است که از چهره ی خود پرده گشایی«تا با تو بگویم غم شب های...

بـه حَـدی دوسـتَت دارَم کـه میـدانَم خُـدا روزی سوالَـش از...

فراتر از خویش

فردا فردا کردن

آدمی در عسرت این لیالی سرد جز تماشای زوال خویش چه دارد؟ما در...

آسمان ابریست از آفاق چشمانم بپرسابر بارانیست از اشک چو باران...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط