خاطرات

خاطرات


برگرد دلم تو را میخواهد
این عروسک بوی تو را میدهد
حتی اتاقت بهانه ات را میگیرد
جواب این عروسک را چ بدهم
برگرد چ کنم با خاطرات
ذره ذره ابم میکند این یادگاری ها
خاطراتت مرا خواهد کشت
بوی پیراهنت را استشمام میکنم
یاد اون حرفای زیبایت
اما ....
دیدگاه ها (۵)

ﺻﺒﺢ ﺭﻓﺘﻢ ﻭﺍﺳﻪ ﺻﺒﺤﺎﻧﻪ ﭘﻨﯿﺮ ﺑﮕﯿﺮﻡ ..ﺑﻪ ﻓﺮﻭﺷﻨﺪﻩ ﻣﯿﮕﻢ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ۲ ﺗ...

این خراب شده صاحاب نداره یکی جواب منو بده اهای مدیر باتوام ه...

انتظار تکیه بر دیوار منتظرم در کوچه های بی کسی منتظرم انتظار...

مسافر قدم را ارام برمیدارم شاید مسافرم بیایید شاید صدایی از ...

_تو چند سالته؟ بوی خونتم خوبهچ.. چرا؟ _گفتم... چند.... سالته...

روز هایِ اول تو را تنها کودکی سرگردان می‌دیدم که به آغوشی ام...

~عشق و جدایی~~فصل دوم~ Part:"1"ویو اتبا چیزی که مرد رو به رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط