P

P12
ساعت ۲ برگشتیم و ناهار خوردیم بعد ساعت ۴ رفتم حموم و بعد نیم ساعت اومدم بیرون و موهام رو دم اسبی بستم و فر کردم بعد یک شلوار کارگو کرمی و کراپ آبی کمرنگ و آل استار سفید و کلاه آفتابی مشکی پوشیدم و بعد رژ زدم و اومدم برم بیرون که
؟تیپ زدی
!می خواد بره به دوس پسرش بده
.هعیییی
؟جدی کجا میری
!گفتم دیگه
؟.ببند
. دارم میرم با اون وو شهربازی
!بعدشم می‌ره میده دیگه
. هعیی کافیه دیگه
!خیل خب خدافظ
.باشه خدافظ
؟خدافظ
رفتم پایین و دیدم که اون وو به یه پرورش مشکی تکیه داده بود با یک شلوار لی و یک پیرهن سفید که داده بود تو شلوارش و موهام ریخته بود تو صورتش مهوش شده بودم که یهو به خودم اومدم
، خوبی
. چی چی اره اره
، سوار شو
. ماشین خودته
، اره
و بعد رفت و در ماشین رو برام باز کرد
دیدگاه ها (۳)

P13رفتم نشستم اونم نشست و برام کمربند بیت صورتش از نزدیک خیل...

بلاخره بعد سالی ماهی وقت کردم بنویسم

P11رفتم تو اتاق که دیدم دوهی تو گیشه یواشکی رفتم و گوشیش رو ...

P10ماهم برگشتیم تا وسایل هامون رو جمع کنیم .رفتیم تو 0 چیکار...

پارت ۱۰🖤❤️ خوناشام خشن من ❤️🖤کوک : خدافظ 👋🏻 ا/ت : خدافظ👋🏻🥺( ...

{{آیا دوباره ملاقاتت میکنم ؟...}} پارت 1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط