منم و داغ نگاهی که به قلبم زده ای

منم و داغ نگاهی که به قلبم زده ای
آتش خرمن آهی که به قلبم زده ای

قول دادی همه ی دار و ندارم باشی
در تنم رخنه کنی، فصل بهارم باشی

من به بد قولی چشمان تو عادت کردم
به همین بودنت از دور قناعت کردم

ترسم این است بیایی و صدایم نکنی
کوهی از درد ببینی و دعایم نکنی

ترسم این است صدایم به صدایت نرسد
بدوم با سر و سر باز به پایت نرسد

نکند جای تو را فاصله ات پر بکند
خاطره روی تورا سایه تصور بکند..
دیدگاه ها (۲)

:ﺑﮕﻮ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺣﻮﺍﻟﯽ ﺩﻟﻢ ﭼﻪ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟ﻣﯿﺎﻥ ﻣﻮ ﺑﻪ ﻣﻮﯼ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﻣﻦ ﭼﻪ ﻣﯿ...

تو را به جان غزلهای عاشقانه بیابرای دیدن من، بی بهانه بیاتو ...

همخونه اجباری... پارت 56."ویو پارک دوین"صبح...نور آفتاب مستق...

My professor Part:87یهو گردن داغشو گرفتم و سمتش خیز برداشتم ...

چندپارتی:وقتی ناراحتش میکنی و..pt⁵پرسیدم:"هنوز نخوابیدی؟"گلو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط