در آزمون فصل ها..........

در آزمون فصل ها..........

زمستان که خواب آلوده بود
کاغذش را سفید داد!!

بهار که سرزنده بود
مدام می نوشت!!

تابستان هم به لطف بهار
سبز نوشت!!

اما.............

پاییز دلتنگ بود!!
روی صندلیش نشست و زرد شد..!
دیدگاه ها (۱)

طبیعت

گاهی بعضی نبودن ها بوی پنجشنبه میدن ...ساکت،دلتنگ،و پر از یا...

نه با تو می‌شوم آباد ،نه بی تو می‌شوم برباد ......#متن#غمگین...

🌹 فرش بهارستان که با شمشیر به تکه های مساوی و با عدالت بدل ش...

سکوت و تنهایی در یک مسیر طولانی می تواند فرصتی باشد برای رسی...

گاهی رها کردن نه از بخشش می آید و نه از خشم؛ از فهم این حقیق...

آدم های سمی نه دوست اند، نه همراه فقط مسافرانی اند که تا مقص...

ما تمام عمر می دویم خسته میشویم اصرار می کنیم فکر میکنیم اگر...

#این پاییز لعنتی...فصل‌ها عوض شدند و من در هر فصل، جُست‌وجوی...

بعضی آدم ها وقتی از تاریکی های درونشان حرف می زنند انتظار دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط