خواستم چشم هایش را از پشت بگیرم گرفتم اما دیدم طاقت اسم ه

خواستم چشم هایش را از پشت بگیرم گرفتم اما دیدم طاقت اسم هایی راکه می گوید ندارم
دیدگاه ها (۱)

می‌خواستم تو را در آغوش‌ بگیرم ، مثل یک قوی سپید و پر هایش ک...

┄┉✿┉┄ ⇠ 🐰: دیدن پروژه‌هایی که برای تولدم برگزار کردید واقعاً...

همیشه منتظرش بودم....

حال را نباید پرسید،باید فهمید...از چشم‌هایی که حرف می‌زنندو ...

سلاااااامممم

ابو هاشم نقل کرده، می گوید: در تنگنای معیشت بودم، خواستم از ...

نماد مرگ پارت شیشم

ناموس و وطن . بی وطن یعنی بی ناموس

هانی رامبد مثل برادرم بود، اما به من خنجر زد؛ چوپان: از من خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط