منم آن در به در کوچه ی عشقی که هنوز

منم آن در به در کوچه ی عشقی که هنوز
وسط خاطره ی کوچه ی دل محبوسم

عاشق دلکده ی کوی تو هستم و هنوز
پشت اندیشه ی چشمان دلت محسوسم

شوق دیدار تو دارد دل بی خانه ی من
از سر ذوق به هر گل که رسم ‌می بوسم

از همان لحظه که دیوار دلم ریخت فرو
منم و بانگ مسیحایی این نا قوسم

من و تو ، خلوت کوچه و غروب پاییز
و همان حسرت یک ‌بوسه که من مایوسم

گل گلخانه ی من ، لب بگشا حرف بزن
رحم کن ، دارم از این بی خبری می پوسم❤️
دیدگاه ها (۴)

بیا تا با غزل عقدت کنم تا محرمم باشیشریک شادی شعر شب شور غ...

هم گلم.هستی و هم گلدان من کاش میبودی شبی مهمان من ای گل زیبا...

خیمه بزن بر قلب من , صاحب این خانه توییمستم کن از جام لبت , ...

دزدکی از لای درزِ در نگاهت می کنمبا دو چشم مات و ناباور نگاه...

*بوسه ی اجبار* پارت اول

تمامِ رنجِ ما از آنجاست که کلیدِ حالِ خوبمان را به دستِ دیگر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط