دیدمت انگار چیزی بر دلم تثیر کرد

دیدمت انگار چیزی بر دلم تأثیر کرد
 با نگاه ساده ات دنیای من تغییر کرد
دیدمت با لحن آرامی صدایم کردی و
 این دل مغرور در لحن صدایت گیر کرد
غرق آرامش مرا خواندی و گفتی میشود
 با سوالم ذهنتان را هم کمی درگیر کرد؟
میشود با من بمانی! ساده… میخواهم تو را
 جمله ای ساده دلم را بردو در زنجیر کرد
اندکی با شوق، بی وقفه نگاهت کردمو
 در دلم گفتم که چشمانت دلم را پیر کرد!
رفتی و از دور میدیدم پر از دلشوره ای
 تو نفهمیدی که عشقت در دلم تکثیر کرد
تیر اخر را زدی وقتی که گفتی عاشقم
 عاشقت بودن مرا از هر تجرد سیر کرد
دیدگاه ها (۴)

ﺳﮑﻮﺕ ﮐﻦ !..ﻫﻨﮕﺎﻣﯿﮑﻪ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﯽ ﭼﻪ ﺑﮕﻮﯾﯽ، ﭼﻪ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﻫﯽ ﻭ ﯾﺎ ﭼﻄﻮﺭ ...

عاشق نباشی حس باران را نمی فهمیفرق قفس با یک خیابان را نمی ف...

دوست داشتن به تعداد دفعات گفتن نیس حسی ه...

خرداد نفس گیراست بی هُرمِ نفس هایتماندم به هوایِ تو با تیرِ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط