تو یک حس عجیبی واسه ی من

تو یک حس عجیبی واسه ی من
یه کم شیطون و خیلی بی حواسی
تو که هستی منم شنگول و شادم
تو کم باشی منم بی هم کلاسی...

باید تا زنگ آخر سر کنم که
شاید ناظم ازت چیزی بدونه
شاید آقا معلم زنگ آخر
یه بار دیگه اِسما رو بخونه

شاید حالت بده شاید مریضی
باید فردا گواهیتو بیاری
اگه غیر موجه باشه غیبت
باید حتمن بابایی تو بیاری

اگه بد حال باشی سرد باشی
خودم مشقاتو واسه ت می نویسم
اگه تب کردی یا سر درد باشی
خودم مشقاتو واسه ت می نویسم

سر زنگ ریاضی روی تخته
هزار تا صفر می بینم الانم
اگه تا آخر سالم نیای که
شاید من صفر شم تو امتحانم

شاید فردا نباشی گریه کردم
دلم بدجوری کم داره هواتو
اگه فردا بیای.. "فردا" چه خوبه
اصن این کیک و آبمیوه م برا تو...

اگه فردا بیام و تو نباشی.... :(
دیدگاه ها (۱)

سکوت 🖤🥀𓆩 پــارت بیست‌ونهم 𓆪 🖤🥀اسما هنوز به تصویر خیره بود.ـ ...

آدم امن زندگی می‌دونی یعنی چی؟ یعنی اشتباهاتت رو پیشش اعتراف...

آدم امن زندگی می‌دونی یعنی چی؟ یعنی اشتباهاتت رو پیشش اعتراف...

رمان هکر کوچولوی من پارت چهارم

مربی موتور سوار

سناریو خط قرمز پارت ۲

استی: نو-نو، خوب ریکاوری کردی؟؟🐰: ریکاوری سریع؛ من قدرت بازس...

سناریو ناگی پارت اخر

سناریو مایکیپارت۴ (اگه اشتباه نکنم)

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط