کوتاه ترین داستان فلسفی دنیا

کوتاه ترین داستان فلسفی دنیا

برنده جایزه داستان کوتاه نیویورک تایمز

جهانگردی به دهکده ای رفت تا زاهد معروفی را زیارت کند و دید که زاهد در اتاقی ساده زندگی می کند.
اتاق پر از کتاب بود و غیر از آن فقط میز و نیمکتی دیده می شد.
جهانگرد پرسید: لوازم منزلتان کجاست؟
زاهد گفت: مال تو کجاست؟
جهانگرد گفت: من اینجا مسافرم.
زاهد گفت: من هم
دیدگاه ها (۲)

پارت ۵۰ — بعد از اویونگی بعد از برگشتن به پایتخت، تقریباً هی...

《검은 마음》پارت هشتم | عمارتی که سکوت را دوست ۱داشتسه روز بعد......

🖤 قراردادی که واقعی شدپارت ۳۱ | همچی روشن شدهانا هنوز به جمل...

کوتاه ترین داستان فلسفی دنیابرنده جایزه داستان کوتاه نیویورک...

کوتاه ترین داستان فلسفی دنیا برنده جایزه داستان کوتاه نیوی...

جهانگردی به دهکده ای رفت تا زاهد معروفی را زیارت کند و دید ک...

جهانگردی به دهکده ای رفت تا زاهد معروفی را زیارت کند و دید ک...

من اینجا مسافرمجهانگردی به دهکده ای رفت تا زاهد معروفی را زی...

جهانگردی به دهکده ای رفت تا زاهد معروفی را زیارت کند و دید ک...

جهانگردی به دهکده ای رفت تا زاهد معروفی را زیارت کند و دید ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط