گر تو را بخت یارا نه چندان به کام است

گر تو را بخت یارا نه چندان به کام است
ور تو را گوشه ی تیرگی ها مقام است
اشک و آهت نبخشد پناهی که دنیای ما را
عشق می باید این روزگاران خدا را
هرچه خواهی تو از لطف اوآرزو کن
چاره ی خویش را از دلت جستجو کن
دامن دیو افسردگی ها رها کن که باری
بر نگیرد زدوش تو اندوه آری
چون کبوتر بزن پر بزن پر که گوئی
از نشستن تو یارا مرادی نجویی
پر بکش سوی روشنی ها که شاید
از پس تیرگی ها آفتابی در آید
گر تو را بخت یارا نه چندان به کام است
ور تو را گوشه ی تیرگی ها مقام است
اشک و آهت نبخشد پناهی که دنیای ما را
عشق می باید این روزگاران خدا را
دیدگاه ها (۱)

پیش از تو همه را با معیار هایم میسنجیدم بعد از تو همه را با ...

😊 خوبی ها هست هنوز

ارکانِ رسیدن به تو در دینِ من اینَست؛باید بتوانم... بتوانم.....

روحی و نفسی لک الفداء یا امیرالمؤمنین

پارت ۷ویو این سوک:با سیلی که بهم زد جا خوردم اشک تو چشمام جم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط