پاییز است، نه در بیرون،

پاییز است، نه در بیرون،
بلکه در درون من، سرما در درون من است،
بهار و جوانی، دور نرفته‌اند
اما این منم که به پیری گراییده‌ام.

مرغان در هوا به پرواز درآمده‌اند،
می‌خوانند و گرمِ ساختن آشیانه‌اند؛
همه‌جا زندگی در تکاپوست،
مگر در درون سینه‌ی تنهای من...
دیدگاه ها (۱)

وعشق صدای فاصله ها است فاصله هایی که غرق ابهامند

اینکه دلتنگ توام اقرار می خواهد مگر؟اینکه از من دلخوری انکار...

رنج جان کاهی است گنج بودن و مجهول ماندنگنج بودن و در ویرانه ...

روزگار، بی‌رحمانه از میان انگشتانم گریخت؛ بی‌آنکه بدانم، بی‌...

عاشقانه های شبنم

سناریو از دشمنان تا عاشقان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط