از طرف خودم یک روز من من یعنی رومی داشتم توی خیابون ق
از طرف خودم؛ یک روز من «من یعنی رومی» داشتم توی خیابون قدم میزدم یه دفعه بارون شروع شد منم نمیدونستم قراره بارون بباره چتر نیوردم رفتم زیر یه بالکن که یک دفعه چشمم خورد به یه پسر جذاب که داره میاد سمتم
رومی؛ وایی چه پسر جذابی
پسره اومد زیر بالکن سلامی کرد و منم «من نه رومی » جوابشو دادم
بعد بارون شدید تر شد منم هعی از پسره فاصله میگرفتم یه دفعه دستی پشت کمرم احساس کردم
بیا پایین
بیا بازم
داری میرسی
اها رسیدی بقیه اش برا پارت بعد
رومی؛ وایی چه پسر جذابی
پسره اومد زیر بالکن سلامی کرد و منم «من نه رومی » جوابشو دادم
بعد بارون شدید تر شد منم هعی از پسره فاصله میگرفتم یه دفعه دستی پشت کمرم احساس کردم
بیا پایین
بیا بازم
داری میرسی
اها رسیدی بقیه اش برا پارت بعد
- ۴۵۸
- ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط