فارغ نشین ای جغد غم در آشیان دل که من

فارغ نشین ای جغد غم در آشیان دل که من
تا دیده ام این خانه را پیوسته ویران دیده ام
دیدگاه ها (۱)

به مویی بسته صبرم، نغمهٔ تار است پنداریدلم از هیچ می رنجد، د...

الزّمن بطيء جدّاً لمن ينتظر ، سريع جدّاً لمن يخشى ، طويل جدّ...

دلم بردی و برگشتی زهی دلدار بی معنێچه بود آخر تو را مقصود از...

سزای خوبیِ بی حد و حصر ،سوختن استمن آن درخت بلندم که هیزمش ک...

♦️اسرائیل روزی هزار خانه را در لبنان (با تمرکز بر محله های ش...

حال یک دل را اگر کردی خراب آماده باشاشک چشم دلشکسته خانه ویر...

تا تو رفتی همه رفتند از این خانه ، ولیدلخوشم با منِ غم دیده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط