همواره عشق بی خبر از راه می رسد

همواره عشق بی خبر از راه می رسد
چونان مسافری که به نا گاه می رسم
وا می نهم به اشک و به مژگان تدارکش
چون وقت آب و جاروی این راه می رسد
اینت زهی شکوه که نزدت سلام من
با موکب نسیم سحرگاه می رسد
با دیگران نمی نهدت دل به دامنت
چندانکه دست خواهش کوتاه می رسد
میلی کمین گرفته پلنگانه در دلم
تا آهوی تو کی به کمینگاه می رسد
هنگام وصل ماست به بام بزرگ شب
وقتی که سیب نقره ای ماه می رسد
شاعر دلت به راه بیاویز و از غزل
طاقی بزن خجسته که دلخواه می رسد
دیدگاه ها (۴)

اینت زهی شکوه که نزدت کلام منبا موکب نسیم سحرگاه می رسدبا دی...

میلی کمین گرفته پلنگانه در دلمتا اهوی تو کی به کمینگاه می رس...

همواره عشق بی خبر از راه می‌رسدچونان مسافری که به ناگاه می‌ر...

همواره عشق بی خبر از راه می‌رسدچونان مسافری که به ناگاه می‌ر...

همواره عشق بی خبر از راه میرسدچونان مسافری که به ناگاه میـــ...

شنیده ام می آید کسی به مهمانی

💔🌹❤🌹💔

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط