آنقَدَر بی تو در این شهر خرابم که نگو

آنقَدَر بی تو در این شهر خرابم که نگو

آنقَدَر دوری تو داده عذابم که نگو

فکر کردی بروی مثل تو آرام شوم

به خدا کوره‌ی سوزان و مذابم که نگو

با تو انگار شب و روزِ خدا مال من است

بی تو آنقدر تهی مثل حبابم که نگو

دوست دارم همه‌ی فاصله‌ها کم بشود

توی آغوش تو آنقدر بخوابم که نگو
دیدگاه ها (۰)

می خواستم که زخمِ دلـت را رفـو کنمخـود را میانِ بیکسی ات، ج...

باید ای عشق بـه آغـوشِ خـودم‌ بـرگردیبهـرِ امنیتِ تـو ، خـون...

مشکل شده کارم ز تو درد دلم اینستآگه نه ای از درد دلم مشکلم ا...

چشم تو حکمِ به اعدام، چه آسان می‌دادپادشاهی که به قتل همه فـ...

« چند پارتی تهیونگ »پارت چهارماعتراف تهیونگ هنوز در هوا معلق...

مرگ خاموش

من یا او؟!³

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط