⭐🌕کاد فادر🌕⭐
⭐🌕کاد فادر🌕⭐
پارت ۱
----------------------------------------⭐🌕⭐-------------------------------------
🌕⭐ویو مامان جاز مین 🌕⭐
¶جاز مین بدو دیگه باید بریم آماده ای؟(با جیغ بنفش)
@ مامان چرا داد میزنی اومدم دیگه وقت لوازم آرایشی رو بردارم میام
¶ هیچی وقت عجله دارم
@ تو که از خداته زود تر ازدست من خلاشی
⭐🌕پرش به خونه پدر تهیونگ و جون کوک🌕⭐
⭐🌕ویو جاز مین🌕⭐
ویو جاز مین رفتیم داخل و با همه سلام کردیم و بعد از ده دقیقه مامانم رفت.
∆ برو داخل همون اتاقی که همیشه میری(سرد بی روح)
@ اطاعت
¶ فکر نکن که این جا هم خونه خودته هر جوری که دوست داری لباس بپوشیم(سرد حالت مسخره کردن)
@ اینش به خودم مربوطه قربان
# بچه ها ولش کنید دیگه دخترم برو تو اتاقت اینجا هم مثل خونه خودت بدون هیچ چیزی نیست که بخوای ازش بترسی
@ ولی دفعه قبل چیزی دیدم که آرزوی مرگ کردم
رفتم داخل اتاق و کنار دیوار نشستم و مثل ابر بهاری اشک ریختم بعد از سه ساعت رفتم و وسایلم رو سرجاش گزاشتم و خوابیدم
⭐🌕ویو فردا صبح 🌕⭐
∆ بیدار شو جازززمین مگه باتو نیستم بیدارشو لباسات کو(سرد اعصبانی)
@ چیی ولم کن میخوام این قدر بخوابم تاکه بمیرم(خوابالود)
جون کوک رفت بیرون
هنوزم عوضی یه لباسامو پوشیدم و رفتم آبی زدم به صورتم و رفتم پا این نشستم سره میزه صبحانه
# صبح بخیر چقدر دیر بیدار شدی
@ دیشب دیر وقت دیگه تا بخوابم برای همین
# قانون هارو یادته یا دوباره تهیونگ بهت بگه؟
@ یک چیزا ایی یادمه
# خوبه
⭐🌕پایان پارت۱🌕⭐
پارت ۱
----------------------------------------⭐🌕⭐-------------------------------------
🌕⭐ویو مامان جاز مین 🌕⭐
¶جاز مین بدو دیگه باید بریم آماده ای؟(با جیغ بنفش)
@ مامان چرا داد میزنی اومدم دیگه وقت لوازم آرایشی رو بردارم میام
¶ هیچی وقت عجله دارم
@ تو که از خداته زود تر ازدست من خلاشی
⭐🌕پرش به خونه پدر تهیونگ و جون کوک🌕⭐
⭐🌕ویو جاز مین🌕⭐
ویو جاز مین رفتیم داخل و با همه سلام کردیم و بعد از ده دقیقه مامانم رفت.
∆ برو داخل همون اتاقی که همیشه میری(سرد بی روح)
@ اطاعت
¶ فکر نکن که این جا هم خونه خودته هر جوری که دوست داری لباس بپوشیم(سرد حالت مسخره کردن)
@ اینش به خودم مربوطه قربان
# بچه ها ولش کنید دیگه دخترم برو تو اتاقت اینجا هم مثل خونه خودت بدون هیچ چیزی نیست که بخوای ازش بترسی
@ ولی دفعه قبل چیزی دیدم که آرزوی مرگ کردم
رفتم داخل اتاق و کنار دیوار نشستم و مثل ابر بهاری اشک ریختم بعد از سه ساعت رفتم و وسایلم رو سرجاش گزاشتم و خوابیدم
⭐🌕ویو فردا صبح 🌕⭐
∆ بیدار شو جازززمین مگه باتو نیستم بیدارشو لباسات کو(سرد اعصبانی)
@ چیی ولم کن میخوام این قدر بخوابم تاکه بمیرم(خوابالود)
جون کوک رفت بیرون
هنوزم عوضی یه لباسامو پوشیدم و رفتم آبی زدم به صورتم و رفتم پا این نشستم سره میزه صبحانه
# صبح بخیر چقدر دیر بیدار شدی
@ دیشب دیر وقت دیگه تا بخوابم برای همین
# قانون هارو یادته یا دوباره تهیونگ بهت بگه؟
@ یک چیزا ایی یادمه
# خوبه
⭐🌕پایان پارت۱🌕⭐
- ۱۱۹
- ۲۰ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط