رَد شُد.. دُرُست یک دُو قَدم از مُقابلم

رَد شُد.. دُرُست یک دُو قَدم از مُقابلم

آرام ریخت.. پُشتِ قَدَم هـایِ او.. دِلَم
دیدگاه ها (۲)

این دود و هواے بد این شهر بهانه َ ست"ڪمبود حضورت" بہ خدا قحط...

خدا می داندچند نفرهمین ساعت هاتوی اتاقشان باران می آیدسیل را...

دست آجیم خودم واسش طراحی کردم مثلا خخخخ واااای هلاک شدم خیلی...

مثل این که نبودنم به یکی دو هفته نمی‌رسه گوشیم درست شد

داستان ترسناککک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط