بدنیا امدیم که اشرف مخلوقات باشیم؛

بدنیا امدیم که اشرف مخلوقات باشیم؛
حالا تمام داریی مان یک تلفن همراه است و یك اتاق نیمه تاریك و بهم ریخته و ذهنی لبریز از افکار شلوغ.
🕯┆
دیدگاه ها (۰)

🖤 پارت ۳۷ | «اتاق ۱۳»راهروی ساختمان تاریک بود.صدای قدم‌های ل...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۱ پارت ۱ شب‌های شهر «برلنت...

وقتی آن سیاهیِ سرد و پیچ‌خورده یوکی را به خودش کشید، انگار د...

رمان تهیونگ

پارت ۵۷یک ماه بعد. باغِ اختصاصیِ عمارت غرق در گل‌هایِ یاس بو...

سرنوشت(ویو شوگا)صبح که بیدار شدم، رایا هنوز خواب بود.صورتش خ...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_5 فصل سوم | اتا...

سناریو: ماه سرخ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط