سکسکه ام گرفته بود

"سکسکه ام گرفته بود،،

گفتم مرابترسان،

دستانم رارهاکرد

نفسم بندآمد..."
دیدگاه ها (۳)

صدایم بزݧچند بار پشت سر همبیشتر و بلندتراصلا تڪانم بدهنترسمر...

دلم گرفته ..کار خودم :(

یــــــــکی ازم پــــــــــــرسیدمنبع نوشته هایت کجاست؟؟؟گفـ...

בوس دآرم بــآ خـ ـ ـودم قهـــر ڪـُــنمقهـــ ـ ـر قهــــر تـآ...

"تو" که از کوچه ی غمگین دلم میگذری!"تو" که از راز دلم با خبر...

☬⁠。⁠)⁩ عشق آغشته به خون (。☬⁠。⁠)⁩(。☬⁠。⁠)⁩پارت ۱۰۴ (。☬⁠。⁠)⁩جیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط