حدّ پروازم نگاه توست بالم را نگیر

حدّ پروازم نگاه توست بالم را نگیر
سهمم از شادی تویی با اخم حالم را نگیر

راه سخت و سبز بودن با تو را آسان نکن‌
جاده‌های پیچ در پیچ شمالم را نگیر

کیستی‌؟ پاسخ نمی‌خواهم بگویی هیچ‌وقت‌
لذّت درگیری حل سؤالم را نگیر

من نشانی دارم از داغ تو روی سینه‌ام‌
خواستی دورم کن از پیشت‌، مدالم را نگیر

خاطرت آسوده با ببر نگاهم گفته‌ام‌
با همین بازیچه‌ها سر کن‌، غزالم را نگیر

زندگی تنها به من قدر تو فرصت داده است
بیش از این‌ها خوب باش از من مجالم را نگیر

خسته از یکرنگی‌ام می‌خواهم از حالا به بعد
تا ابد پاییز باشم‌، اعتدالم را نگیر




# عاشقانه
# پاییز
دیدگاه ها (۳)

کجایی هم نشین لحظه های داغ و تبدارم ؟ببین رفتی ومن با ابرها ...

چقدر بغض بخوانم سکوت بنویسم؟ چقدر حرف دلم را منوط بنویسم؟......

باران گرفته بود که دیدم تو را عزیز!ترمز زدم کنار تو گفتم: کج...

من پیر شدم ،دیر رسیدی،خبری نیستمانند من آسیــمه سر و دربـدری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط