Kims Mansion
part:1
راننده در ماشین رو براش باز کرد و پیاده شد
در عمارت رو باز کرد و دید همه ی خانواده توی سالن نشیمن هستن
ـ اوه تهیونگ پسرم
مادرش به سمتش امد و بغلش کرد
ـ اوه اوما سوپرایزتون کردم؟
ـ قرار بود فردا بیای
تهیونگ خنده ای کرد و رفت همه ی خانواده رو بغل کرد
بعد نیم ساعت خدمتکار امد و گفت شام حاضره
داشتن شام می خوردن که تهیونگ از هانا پرسید
ـ عمه چرا اقای جکسون اینجا نیست؟و پسرش اون پسر خیلی کیوت بود
ـ اوه تهیونگ اون عوضی رفت و فقت یه نامه ازش موند الان پسر نکبتش پیش منه چون دولت نمی زاره تنها زندگی کنه
ـ متاسفم
ـ چرا تو متاسفی عزیزم اگر اون پسر هرزش نبو...
ـ کیم هانا همین الان فحش دادن به اون پسر رو تموم کن و غذات رو بخور
ـ چرا پدر؟تازه اون یه اختلال سی دی دی کوفتی داره
ـ سی دی دی چیه؟
ـ پدر افرادی که به سی دی دی مبتلا هستن رفتارشون با یه بچه ی دو ساله فرقی نداره
ـ الان کجاست؟
ـ تو اتاقش خوابیده
دیگه هیچکس حرفی نزد تا بعد از شام که تهیونگ با یه شب بخیر به سمت اتاق قدیمیش رفت
در اتاق رو باز کرد و اولین کاری که کرد پرت کردن خودش روی تخت کینگ سایزش بود ولی همینکه خودش رو پرت کرد احساس کرد چیز نرمی زیرشه و داره وول میخوره رفت اون طرف تخت تا ببینه این چیز نرم چیه و قیافه ی یه خرگوش که موهاش بهم ریخته بود و لباش جلو امده بود و یه اخم کیوت کرده بود دید
جونگکوک چشماش رو باز کرد و وقتی پسر جولوش براش اشنا بود چشماش گرد شد و خنده ی خرگوشی به لباش هدیه داد
ـ ته ته(با ذوق)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سلام
امیدوارم این فیک رو دوست داشته باشید ممنون بابت حمایتاتون💙
دوستون دارم ✨
مواظب خودتون باشید😽
راننده در ماشین رو براش باز کرد و پیاده شد
در عمارت رو باز کرد و دید همه ی خانواده توی سالن نشیمن هستن
ـ اوه تهیونگ پسرم
مادرش به سمتش امد و بغلش کرد
ـ اوه اوما سوپرایزتون کردم؟
ـ قرار بود فردا بیای
تهیونگ خنده ای کرد و رفت همه ی خانواده رو بغل کرد
بعد نیم ساعت خدمتکار امد و گفت شام حاضره
داشتن شام می خوردن که تهیونگ از هانا پرسید
ـ عمه چرا اقای جکسون اینجا نیست؟و پسرش اون پسر خیلی کیوت بود
ـ اوه تهیونگ اون عوضی رفت و فقت یه نامه ازش موند الان پسر نکبتش پیش منه چون دولت نمی زاره تنها زندگی کنه
ـ متاسفم
ـ چرا تو متاسفی عزیزم اگر اون پسر هرزش نبو...
ـ کیم هانا همین الان فحش دادن به اون پسر رو تموم کن و غذات رو بخور
ـ چرا پدر؟تازه اون یه اختلال سی دی دی کوفتی داره
ـ سی دی دی چیه؟
ـ پدر افرادی که به سی دی دی مبتلا هستن رفتارشون با یه بچه ی دو ساله فرقی نداره
ـ الان کجاست؟
ـ تو اتاقش خوابیده
دیگه هیچکس حرفی نزد تا بعد از شام که تهیونگ با یه شب بخیر به سمت اتاق قدیمیش رفت
در اتاق رو باز کرد و اولین کاری که کرد پرت کردن خودش روی تخت کینگ سایزش بود ولی همینکه خودش رو پرت کرد احساس کرد چیز نرمی زیرشه و داره وول میخوره رفت اون طرف تخت تا ببینه این چیز نرم چیه و قیافه ی یه خرگوش که موهاش بهم ریخته بود و لباش جلو امده بود و یه اخم کیوت کرده بود دید
جونگکوک چشماش رو باز کرد و وقتی پسر جولوش براش اشنا بود چشماش گرد شد و خنده ی خرگوشی به لباش هدیه داد
ـ ته ته(با ذوق)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سلام
امیدوارم این فیک رو دوست داشته باشید ممنون بابت حمایتاتون💙
دوستون دارم ✨
مواظب خودتون باشید😽
- ۲۵۴
- ۳۰ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط