دکتر نيستم...

دکتر نيستم...
اما برايت 10دقيقه راه رفتن،روى جدول کنار خيابان را تجويز ميکنم،
تا بفهمى عاقل بودن چيز خوبيست،
اما ديوانگى قشنگ تر است..
برايت لبخند زدن به کودکان وسط خيابان را تجويز ميکنم،
تا بفهمى هنوز هم،ميشود بى منت محبت کرد..
به ﺗﻮ پيشنهاد ميکنم گاهى بلند بخندى،هرکجا که هستى،
يک نفر هميشه منتظر خنده هاى توست...
دکتر نيستم،
اما به ﺗﻮ پيشنهاد ميکنم که شاد باشى!
خورشيد،
هر روز صبح،
بخاطر زنده بودن من و تو طلوع ميکند!
هرگز، منتظر" فرداى خيالى" نباش.
سهمت را از" شادى زندگى"، همين امروز بگير.
فراموش نکن "مقصد"، هميشه جايى در "انتهاى مسير" نيست!
"مقصد" لذت بردن از قدمهايیست، که برمى داريم!
چایت را بنوش!
نگران فردا مباش،
از گندم زار من و تو مشتی کاه میماند برای بادها......
________
نیما یوشیج
دیدگاه ها (۱۰)

بفرمایید چای و خرما تو یه روز بارونی...حس خوبی از بارش بارون...

باران میبارد به حرمت کدام بنده اش نمیدانم!من همین قدر میدانم...

✳ﺩﺭ ﻋﺼﺮ ﯾﺨﺒﻨﺪﺍﻥ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﯾﺦ ﺯﺩﻧﺪ ﻭ ﻣﺮﺩﻧﺪ .ﺧﺎﺭﭘﺸﺘﻬﺎ ...

دکتر نيستم...اما برايت 10دقيقه راه رفتن،روى جدول کنار خيابان...

دکتر نيستم...اما برايت 10دقيقه راه رفتن،روى جدول کنار خيابان...

دکتر نيستم...اما برايت 10دقيقه راه رفتن،روى جدول کنار خيابان...

دکتر نیستم...اما برایت 10دقیقه راه رفتن،روی جدول کنار خیابان...

جملاتی فوق العاده از نیما یوشیجدکتر نيستم...اما برايت 10دقيق...

جملاتی فوق العاده از نیما یوشیجدکتر نیستم...اما برایت 10دقیق...

جملاتی فوق العاده از نیما یوشیجدکتر نیستم...اما برایت 10دقیق...

دکتر نیستم...اما برایت 10دقیقه راه رفتن،روی جدول کنار خیابان...

دکتر نيستم...اما برايت 10دقيقه راه رفتن،روى جدول کنار خيابان...

دکتر نیستم...اما برایت 10دقیقه راه رفتن،روی جدول کنار خیابان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط