از امشب...

از امشب...
شعرهایم را
به حراج خواهم گذاشت
به چه درد میخورد؟؟
شعری که
هرگز تو را
عاشق نخواهد کرد !
دیدگاه ها (۱۰)

عاشق که می شویروزهایت الوده میشود به شعراز ابتدا هوای ادم شع...

میان‌دلتنگےهایمگم‌شده‌ام..،نڪندتوهم‌مرامیان‌روزمرگےهایتگم‌ڪر...

تاحالا...از رو صفحـــــهـ گوشیت کسی رو نبوسیدے که بفهمے ‌فا...

در آغوش ِ ماه که بخوابیسکوت بی معناست"شب از ساق پا شروع می...

چای تو سرد شددل من‌ همشعرهایم ته کشیددارم تکه پاره‌های قلبم ...

یک وقت به سرت نزندکه شعرهایم را بتکانیچرا که رسوا خواهم شـدو...

عاشقت خواهم ماند، بی آنکه بدانی دوستت خواهم داشت بی آنکه بگو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط