و اما تمام دلخوشی من

و اما تمام دلخوشی من
در سرمای نبودنت
شالیست که
از بوسه هایت
دور گردنم جاگذاشتی

.
دیدگاه ها (۱)

کاش جهان هم مثل دستهای مادرم معجزه ای داشت برای بهانه های دل...

هر چه از کرانه های احساسم به دوردستها سرک می کشمجز هاله ای ا...

‌باز کن پنجره را با دم صبحباید از خانه دل، گَرد پریشانی رُفت...

همیشه که عشق،پشت پنجره هامان سوت نمی زندگاهی هم باد،شکوفه ها...

وایییی گردنبندش میکردم مینداختم دور گردنم(البته هنوزم میکنم،...

تا زمانیکه سلطان دلت خــداست 💖کسی نمیتواند دلخوشی هایت را وی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط