سرم فدای شما، قابلتونو نداشت

سرم فدای شما، قابلتونو نداشت

بزاربگن که عاشقی، خرج روی دستش گذاشت
دیدگاه ها (۱۱)

هــِـیــئـــَت ِهَــفـتگی اَت آقــاجــانکـــَمــپ ِتَــرک ِگ...

غیر از غلامی تو به دردی نمیخورمبیرون کنی...به فاطمه؛ بیکار م...

زهرا شدی که نام علی را علم کنی !پنهان شدی که هردو جهان راحر...

کفاف مستی من را نمی دهد انگورکمی زچای نجف با گلاب میخواهم

#تک_پارتی «وقتی دیر وقت از مهمونی دوست میای »کلید رو چرخوندم...

𝓟𝓪𝓻𝓽 𝓸𝓷𝓮🦋𝓙𝓲𝓷𝓮 𝓱𝓸𝓹𝓮𝓻²🪼از زبان ویل🌃صبح چشمانم را گشودم و به ها...

رمان استاد ریاضیات

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط