مینویسم برای بهترینم مینویسم برای کسی که همین شب در س
مینویسم برای بهترینم ، مینویسم برای کسی که همین شب در سال پیش من را با قلبی پودر شده تنها گذاشت و با بی رحمی از این دنیای مزخرف خارج شد
عزیزترینِ من ، اونجا حالت خوبه؟ ، اونجا کسی نیست که اذیتت کنه؟ واو پسر باورت میشه ی ساله باید بیام سر مزارت که باهم حرف بزنیم بجای این که بریم بیرون؟ دلم خیلی برات تنگ شده ای کاش اینجا بودی و مثل قبل با ی بغل گرم دلمو آروم میکردی
شاید اگه اون شب بهت یادآوری نمیکردم که تولدمه الان تو بغلم بودی نه لای چندتا خاک بی ارزش
خیلی دلم برات تنگ شده باورت میشه همه منو مقصر مرگت میدونن؟ باورت میشه هیچکس دیگه بهم نگاه درست نمیکنه؟
دلم میخواد دوباره تو اغوشم بگیرمت و جدا از دنیای مزخرف تو خلسه ی بغلت غرق بشم
یک سال از اون شب نحس میگذره ، شبی که دیگه نه تو پیشمی نه حال خوب دارم
فرشته کوچولوی من ، ای انیِ من تو بهترین من بودی و خواهی بود ، بلاخره روزی هم میرسه که ملاقتت میکنم بدون هیچ دشواری
-دلتنگِ او
عزیزترینِ من ، اونجا حالت خوبه؟ ، اونجا کسی نیست که اذیتت کنه؟ واو پسر باورت میشه ی ساله باید بیام سر مزارت که باهم حرف بزنیم بجای این که بریم بیرون؟ دلم خیلی برات تنگ شده ای کاش اینجا بودی و مثل قبل با ی بغل گرم دلمو آروم میکردی
شاید اگه اون شب بهت یادآوری نمیکردم که تولدمه الان تو بغلم بودی نه لای چندتا خاک بی ارزش
خیلی دلم برات تنگ شده باورت میشه همه منو مقصر مرگت میدونن؟ باورت میشه هیچکس دیگه بهم نگاه درست نمیکنه؟
دلم میخواد دوباره تو اغوشم بگیرمت و جدا از دنیای مزخرف تو خلسه ی بغلت غرق بشم
یک سال از اون شب نحس میگذره ، شبی که دیگه نه تو پیشمی نه حال خوب دارم
فرشته کوچولوی من ، ای انیِ من تو بهترین من بودی و خواهی بود ، بلاخره روزی هم میرسه که ملاقتت میکنم بدون هیچ دشواری
-دلتنگِ او
- ۶۲
- ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط