روزی دختری به کورش رسید و گفت :من عاشق شما هستم.

روزی دختری به کورش رسید و گفت :من عاشق شما هستم.
کورش به دختر گفت:لیاقت شما برادر من است که از من هم زیبا تر است و حالا پشت سر شما ایستاده!دختر برگشت و پشت سرش را نگاه کرد دید کسی نیست!!!
کوروش گفت:اگر عاشق من بودی پشت سرت را نگاه نمیکردی
دیدگاه ها (۴)

پرورش کاهو در لیوان ابتدا برگهای بیرونی کاهو را میچینیم و سا...

دختر ماه و پسر خورشید ادامه پارت دوم

RESPECT OR DIE : پارت چهاردهم صدای موتور ماشینی از پشت سرش...

پارت ۲۶ | نفر چهارمجونکوک آرام برگشت.نفر چهارم درست پشت سرش ...

پارت ۲۶ | نفر چهارمجونکوک آرام برگشت.نفر چهارم درست پشت سرش ...

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️«جنا.»دست تکان خورد.«پاندورا...»این بار صد...

پارت ۱۲ ..... حقیقت

🖤 پارت ۴۵ | «خواهر»— «لانا، وایسا!»صدای کوک پشت سرش آمد.اما ...

p13صبح روز بعد، هنوز هوا تاریک بود.عمارت در سکوت فرو رفته بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط