هم خونه ای ( پارت ۱۱)

هم خونه ای ( پارت ۱۱)
فردا ظهر داخل دانشگاه
جونگ کوک . خب من و ا.ت می‌خواستیم یه چیزی بگیم ما واقعا قرار نمیزاریم رابطه ما الکی بود و فقط میخواستیم ریکشن شما رو ببینیم
یونگی از  خوشحالی لبخند عمیقی زد
جین . وای پسر پشمام چه عاردی بودین
جیمین . ولی بهم میامدین ها
ته . نه شما دوتا زوج لوسی میشین
نامجون . فردا دانشگاه تعطیله برنامه ای دارین
جیهوپ . دلم برای بار تنگ شده بریم اونجا
ته . اره
جیمین. خب پس فردا همه پسرا و ا.ت آماده بشن
* م ..... منم بیام
جیهوپ . اره بیا طوری شده ؟
* ها نه فقط از اولین باری که مست کردم خاطره خوب ندارم
ته . مگه چیکار کردی
* اولین بار که مست شدم ماه پیش بود با دوست جولیا رفتیم بار و یک جوری دیوانه بازی کردیم مارو از بار بیرون انداختن ما هم به خاطر مستی تا خود صبح گریه می‌کردیم بعدشم که رفتم خونه مامان بابام برای تنبیه بهم گفتن باید کل خونه رو تمیز کنم
پسرا .😂😂😂😂😂😂😂
جیمین . یونگی اوپا سرت به سنگ خورده
& واسه چی
جیمین. داری میخندی بالاخره یک هفته شده بود که خیلی سرد و بی روح بودی
& چیزی .... حالم زیاد خوب نبود واسه همین اونجوری شده بود
* خب دیگه من میرم خونه
& منم باهات میام خدافظ فعلا
پسرا . خدافظ
دیدگاه ها (۵۷)

هم خونه ای (پارت۱۲)رفتیم خونمون یونگی رفت توی اتاقش منم رفتم...

هم خونه ای (پارت۱۳)ا.ت ویو رسیدیم دور یک میز نشستیم و تا آخر...

هم خونه ای (پارت ۱۰)یک هفته بعدتا الان به این پی بردا بودم ک...

تک پارتی جونگ کوک توی خیابان ها قدم میزد هنوزم صدای بم عشق ز...

شوهر اتفاقی

فیک { من کی هستم؟ } 𝗉.𝟦 یه بنده خدایی این پارت رو گزارش کرد ...

"سرنوشت "فصل ۲ p,40...ا/ت : روانیی دختر ... رانیی .. اخه کی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط