بیا

بیا
در شهریور
زنجیرے ببافیم از مهـر

با سرانگشتان مردانه ے تو و
گیسوے عاشق من

بیاندازیم در گردن هم
تا در لحظات بے هم بودن
آرام و قرار دلهاے عاشقمان باشد
دیدگاه ها (۲)

آدم ها خسته که شدند ؛بی صدا تر از همیشه می روند !احساسشان را...

دلم دل میخواهداز آن هایے ڪه جان میدهند و جان میگیرند ..از آن...

می خواهم "عشــــق" بماندولبخندی که هدیه لبهایِ تـــــوست ......

کنارم که هستیموجی ازعشق دیوانه‌ام میکندمیدانم هر چه دارم️ از...

شَب در خم گیسوی تو عابر می شد،با هر نفست بهار ظاهر می شد! ای...

ای نگار جان، ای فروغ دیدهبدان که دل من سراسر آتش مهر توست و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط