پارت ۹۴

پارت ۹۴

* کیان تعظیم کوچولویی کرد *

کیان : باعث افتخاره که قبول کردی!

* بابام اومد بغلم کرد *

رزت : ممنون بابا

* پرش زمانی... بعد از مهمونی اومدم تو اتاقم و لباسمو عوض کردم *

کیان : خسته نباشی غرغرو

رزت : ممنون استیگما خان

کیان : خواهش غرغرو

رزت : بار آخرت باشه به من میگی غرغرو و بعدش حق نداری هروقت دلت خواست بیای و بری

کیان : الان دیگه نامزدمی پس دیگه غر نزن

رزت: پرو

کیان : ((خنده)) به هر حال پس فردا جشن بالماسکه هست

رزت : میدونم

کیان : میای؟

رزت : آره

کیان : آها

رزت : چیشد ناراحت شدی؟

کیان : باهات دعوا کردن مثل دعوا کردن با بچه ی پنج ساله میمونه ((خنده))

رزت : حالا برو میخوام بخوابم

کیان : شب بخیر غرغرو

رزت : تچ

* بعد از اینکه رفت رفتم حمام و خوابیدم *
دیدگاه ها (۴)

پارت ۹۳ رزت : چرا الان اومدی؟ کیان : حوصلم سر رفته ... بگذری...

پارت ۹۲ کیان : ها؟ * بابام رفت بیرون * کیان : عالی شد ** از ...

پارت ۶۰ رزت : منم اصلا حس خوبی ندارم ولی اون اینجا چیکار میک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط