عاشقت نیستم 🥀
عاشقت نیستم 🥀
پارت 47
بعد از گفتن اون کلمه جو هوا عوض شد به سختی نفس میکشیدم روی قلبم سنگینی بود... انگار یکی اونو گرفته و داره فشارش میده.
سکوت پرشده بود و باکوگو اصلا حرفی نمیزد فقط سرش پایین بود نه صدایی تولید میکرد و نه حرکتی میکرد اما دستاش میلرزید
هنوز عصبانی بودم و مغزم داغ شده بود این حرف درسته که در مواقع عصبانیت حرف های درستی میزنی که بهشون فکر کردی و منم دقیقا حرف هایی زدم که راجبشون فکر کردم ولی باکوگو دلیل شروع همه چیزه و ایا من میتونم بدون اون بازم...
ــــ دکو
سکوت شکست...
ـــ از زندگیت گم میشم بیرون جوری که هیچوقت دیکه نخوای که سعی کنی ارم فاصله بگیری من خودم میرم و ازت فاصله میگیرم ....
ـــ خوشحال میشم...
و اون مکان تلخ رو ترک کردم .
اولش فکر کردم میتونم بودون باکوگو ادامه بدم ولی نبودش زیاد حس میشد و این بد بود...
پارت 47
بعد از گفتن اون کلمه جو هوا عوض شد به سختی نفس میکشیدم روی قلبم سنگینی بود... انگار یکی اونو گرفته و داره فشارش میده.
سکوت پرشده بود و باکوگو اصلا حرفی نمیزد فقط سرش پایین بود نه صدایی تولید میکرد و نه حرکتی میکرد اما دستاش میلرزید
هنوز عصبانی بودم و مغزم داغ شده بود این حرف درسته که در مواقع عصبانیت حرف های درستی میزنی که بهشون فکر کردی و منم دقیقا حرف هایی زدم که راجبشون فکر کردم ولی باکوگو دلیل شروع همه چیزه و ایا من میتونم بدون اون بازم...
ــــ دکو
سکوت شکست...
ـــ از زندگیت گم میشم بیرون جوری که هیچوقت دیکه نخوای که سعی کنی ارم فاصله بگیری من خودم میرم و ازت فاصله میگیرم ....
ـــ خوشحال میشم...
و اون مکان تلخ رو ترک کردم .
اولش فکر کردم میتونم بودون باکوگو ادامه بدم ولی نبودش زیاد حس میشد و این بد بود...
- ۱۹۴
- ۱۲ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط