پارت

پارت۴۰:


ولی کمپانی هامون اونا رو تکذیب میکردن ( ما اهل این کارا نیستیم برو خودتونو ( هیترها) خر کنید ) روز پنجشنبه رفتیم خونه اکسو.
اما=
از ماشین پیاده شدیم همیشه خونه اکسو رو از بیرون عکس هایی که طرفدارا میگیرفتن میدیدم ولی نمیدونستم این قدر خوشگل باشه .
استیسی =
عجب خونه ای ای چانیول... یعنی خرپولا اینکارو میکنند هیچی سارا در زد طبق معمول دی او در رو باز کرد ( بیچاره بقیه بچه ها مگه مردن) گفت :بفرمائید ما هم مثل همیشه سلام دادیم اومدیم داخل معلوم بود بکی تازه از خواب بیدار شده بود. چانیول یه بِشکُنی گرفت‌گفت :برو موهات رو درست کن اونم رفت اتاق ولی مثل همیشه نیشش تا بنا گوش باز بود. سوهو تعارف زد نشستیم و دی او رفت دم نوش گل بابونه با زنجبیل درست کنه .
اما یک شلوارک لی زابدار با لباس سفید ساده مردونه که گذاشته بود داخل شلوارکش با کتونی سفید اسپرت. جسی بل یک شلوار مشکی کتان با یه شومیز زرد با کفش مشکی پاشنه ۱۰ سانتی و استیسی یه پیراهن آبی نخی با شلوار لی زابدار با کتونی آبی وسفید .جولیا یه شلوار شیش جیب مشکی با یه لباس مردونه لی که یقش باز بود و با کفش مشکی پاشنه نسبتا بلند .کامیلا یه شلوار زابدار کتان کرمی با یه لباس کرمی که آستینش سه ربع بود که با پولک روی لباسش نوشته بودshinee girls( اسم اصلی گروهمون) . جسیکا یه شومیز قرمز که هرچی به سمت پایین میومد سفید میشد و دامن مشکی روی زانو با کفش مشکی پاشنه۵سانتی.سارا یک پیراهن سفید گلدار که تا بالای زانو بود که ار تنگ بود و هرچی به سمت پایین میومد حالت دامن میشد و یه زنجیر طلایی دور کمرشو گرفته بود با کفش سفید صندل.همون یه آرایش دخترونه زده بودیم چون دوست نداشتیم غلیظ آرایش کنیم و تیپمون پسرکُش بود که بچه ها اومدن همه مونو آنالیز کردن که سهون گفت:چه کسی آهنگ مینویسه؟چه کسی آهنگ درست میکنه؟که اما گفت:منو و استیسی و جولیا آهنگ می نویسیم و سارا و کامیلا با کمک جسیکا و جسی بل آهنگ درست میکنند و قسمت رپ هم من می نویسم که چانیول و کای یه نگاه شیطون به اما کردند و جسی بل توی خودش:چشاتو درویش کن بی حیا😏که سوهو گفت:چه خوب کِی شروع کنیم ؟که جسیکا گفت :میتونیم از الان شروع کنیم که بکی سرزده اومد و گفت:چه کسی اینجا خوب میرقصه؟یعنی زود یاد میگیره!که همه برگشتن به اما و جولیا نگاه کردن که کامیلا گفت:اینا زودتر از ما یاد میگیرند نه بهتر بگم خودشون رقص درست میکنند .
دیدگاه ها (۵)

پارت ۴۱:که سهون با تعجب گفت:بُو‌؟( یعنی چی)اکسو با تعجب نگاه...

پارت ۴۲:فردا بقیه بچه های‌ اکسو میخواستن بیان ولی ما پس فردا...

پارت ۳۹:رفتیم سوار ماشین شدیم هرکدوممون ماشین داشتیم ولی نخو...

پارت۳۸:کوکی روی جولیا بود جولیا چشماشو باز میکنه می بینه لبش...

#ألشّرف(ناموس) paet1معرفی نقش ها: نقش اول مرد: اُسامة المنصو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط