ماییم و شب تار و غم یار و دگر هیچ

ماییم و شب تار و غم یار و دگر هیچ
صبر کم و بی تابی بسیار و دگر هیچ
🌸
🌺
🌺
در حشر چو پرسند که سرمایه چه داری
گویم که غم یار و غم یار و دگر هیچ



#جمال_الدین_عرفی_شیرازی
دیدگاه ها (۰)

.شهر می خوابد به لالایی سکوت، اختران نجوا کنان بر بام شبنرم ...

از کسی پرسیدند کدامین "خصلت" از "خدای" خود را "دوست" داری؟! ...

از ڪَُل فروش ؛ لاله رُخی،،، لاله می خریدمی ڪَفت : بی تبــسمِ...

کیستی که مناین گونهبه‌اعتمادنامِ خود رابا تو می‌گویمکلیدِ خا...

- ماییم و شبِ تار و غمِ یار و دگر هیچ صبرِ کم و بی‌تابیِ بسی...

بخت باز آید از آن در که یکی چون تو در آید روی زیبای تو دیدن ...

#شعر ✨گر چه مستیم و خرابیم چو شب‌های دگرباز کن ساقی مجلس سر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط