عاشقان حسود پارت
عاشقان حسود پارت ۱۲
جونگ اه فهمید نیکا دیگه نمیتونه تحمل کنه دستش رو کشید و رفتن تو اتاق
جونگ اه : خب من فردا باید برم جشن لباس ندارم ...ما رفتیم بیرون بایی
نیکا : آه دختر ممنونم نجاتم دادی ...
جونگ اه : خواهش میکنم خب بریم بیرون من باید یه لباس برای مهمونی بخرم
نیکا : باشه بریم ...
* ویو بعد از خرید *
یه لباس مشکی خریدم گه پشتش به شدت بازه و کفش پاشنه بلند گرفتیم ...
رفتیم بستنی فروشی و بستنی خوردیم و رفتیم خونه ...
همه خواب بودن ماهم رفتیم خوابیدیم
* فلش بک به فردا صبح *
ویو جونگ اه ..
امروز باید بریم برای معرفی من ... حقیقتش یکم استرس دارم ... اگه آرمی ها منو نخوان چی .... اگه ردم کنن چی ... اگه بشم پر هیت ترین ایدل چی ... اگه مایه ننگ بی تی اس بشم چی ...
داشتم با خووم فکر میکردم که نیکا اومد تو
دختر پاشو دیگه ساعت ۴ تو شیش باید اونجا باشی ...
جونگ اه: خب حالا مگه چقدر وقت میبره تا اماده شم
نیکا : خیلیییی
جونگ اه : خاب باشه ...
یه ارایش لایت کردم که باز برام خیلی سنگین بود .. کفش پاشه دار ؟ پاشنه بلند حالا هرچی پوشیدم اولین باره اینطوری میپوشم .. خیلی اذیت میشم ...
اماده شدم و ساعت ۵ تموم شد ..
نیکا : خب برو لباستو بپوش که برین ..
جونگ اه : عشقم مرسی که هستی بوس باییی
نیکا : خواهش عشقم بوس بای بای ..
ویو اعضا
نامی : لباسش خیلی باز بود و بدنش رو نشون میداد ولی خیلی خوشگل بود یه ارایش لایت کرده بود که اونو از همیشه خوشگل تر کرده بود
شوگا : امروز برای بار هزارم عاشقش شدم ...
جین : امروز خیلی تفاوت داشت سعی کردم که عصبانیتم رو برای لباسش بروز ندم
جیمین : امروز خیلی هات شده بود و یه لبای خواصی داشت که میخواستم هر لحظه بخورمشون ...
ته : هی یونتان بابایی اگه اینجا بودی برات یه مامان و برادر میاوردیم ...
کوک : اههع خداا چه خوشگل شده .. نمیتونم ازش چشم بردارم
جیهوپ : من واقعا با اون حس عشق رو تجربه میکنم ولی ... از کجا معلوم اون برای من باشه
جونگ اه : خب پسرا من با ماشین خودم میام
کوک : لامبوگینیه...
جونگ اه : نه دیروز یه ماشین خریدم بنز با اون میام
کوک : اوکی ...
تو مهمونی همه نگاه ها رو من بود و ارمی ها بجای اینکه بهم هیت بدن ازم استقبال کردن
جونگ اه : سلام من جونگ اه هستم ۱۸ سالمه .. اهل ایرانم و میدونم شاید از من بدتون بیاد چونکه با ایدل موردعلاقتون هم گروه شدم اما امیدوارم منو ببخشید ...
ارمی ها دست و جیغ میکشیدن و با اعضا شیپت میکردن ...
ارمی : جونگ اه تو خیلی به نامی میایییی ...
نامی که تو .... چیز .. ببخشید .... تو مغزش عروسی بود داشت سگ ذوق میشد ...
که یکی دیگه گفت : نه اون به جین میااادددد
یکی دیگه : نههه اون به شوگا میادددد
شوگا لبخندی به اون ارمی زد و با چشمک بهش فهموند که خوب کاری کرده ....
....یکسال گذشته و جونگ اه شده بی هیت ترین ایدل جهان اون به زیبا ترین زن جهان معروف شده که همه دلشون میخواد باهاش ترک بدن ....
تو این یکسال اعضا عشقشون نسبت به جونگ اه بیشتر شد ...
یه روز دور هم نشسته بودن و نیکا خبر اورد که بزودی ازدواج میکنن ...
دور اتیش بودن که
نیکا : دختر ... تو نمیخوایی کسی رو واسه خودت جور کنی .؟...
جونگ اه در گوش نیکا : نیکا ... من ... عاشق شدم ...
نیکا : اوه شت ...( بلند )
جیهوپ : چیشده
نیکا : ها .. هیچی نشده ....
اره چیزی نیست...
نامی ....
جونگ اه فهمید نیکا دیگه نمیتونه تحمل کنه دستش رو کشید و رفتن تو اتاق
جونگ اه : خب من فردا باید برم جشن لباس ندارم ...ما رفتیم بیرون بایی
نیکا : آه دختر ممنونم نجاتم دادی ...
جونگ اه : خواهش میکنم خب بریم بیرون من باید یه لباس برای مهمونی بخرم
نیکا : باشه بریم ...
* ویو بعد از خرید *
یه لباس مشکی خریدم گه پشتش به شدت بازه و کفش پاشنه بلند گرفتیم ...
رفتیم بستنی فروشی و بستنی خوردیم و رفتیم خونه ...
همه خواب بودن ماهم رفتیم خوابیدیم
* فلش بک به فردا صبح *
ویو جونگ اه ..
امروز باید بریم برای معرفی من ... حقیقتش یکم استرس دارم ... اگه آرمی ها منو نخوان چی .... اگه ردم کنن چی ... اگه بشم پر هیت ترین ایدل چی ... اگه مایه ننگ بی تی اس بشم چی ...
داشتم با خووم فکر میکردم که نیکا اومد تو
دختر پاشو دیگه ساعت ۴ تو شیش باید اونجا باشی ...
جونگ اه: خب حالا مگه چقدر وقت میبره تا اماده شم
نیکا : خیلیییی
جونگ اه : خاب باشه ...
یه ارایش لایت کردم که باز برام خیلی سنگین بود .. کفش پاشه دار ؟ پاشنه بلند حالا هرچی پوشیدم اولین باره اینطوری میپوشم .. خیلی اذیت میشم ...
اماده شدم و ساعت ۵ تموم شد ..
نیکا : خب برو لباستو بپوش که برین ..
جونگ اه : عشقم مرسی که هستی بوس باییی
نیکا : خواهش عشقم بوس بای بای ..
ویو اعضا
نامی : لباسش خیلی باز بود و بدنش رو نشون میداد ولی خیلی خوشگل بود یه ارایش لایت کرده بود که اونو از همیشه خوشگل تر کرده بود
شوگا : امروز برای بار هزارم عاشقش شدم ...
جین : امروز خیلی تفاوت داشت سعی کردم که عصبانیتم رو برای لباسش بروز ندم
جیمین : امروز خیلی هات شده بود و یه لبای خواصی داشت که میخواستم هر لحظه بخورمشون ...
ته : هی یونتان بابایی اگه اینجا بودی برات یه مامان و برادر میاوردیم ...
کوک : اههع خداا چه خوشگل شده .. نمیتونم ازش چشم بردارم
جیهوپ : من واقعا با اون حس عشق رو تجربه میکنم ولی ... از کجا معلوم اون برای من باشه
جونگ اه : خب پسرا من با ماشین خودم میام
کوک : لامبوگینیه...
جونگ اه : نه دیروز یه ماشین خریدم بنز با اون میام
کوک : اوکی ...
تو مهمونی همه نگاه ها رو من بود و ارمی ها بجای اینکه بهم هیت بدن ازم استقبال کردن
جونگ اه : سلام من جونگ اه هستم ۱۸ سالمه .. اهل ایرانم و میدونم شاید از من بدتون بیاد چونکه با ایدل موردعلاقتون هم گروه شدم اما امیدوارم منو ببخشید ...
ارمی ها دست و جیغ میکشیدن و با اعضا شیپت میکردن ...
ارمی : جونگ اه تو خیلی به نامی میایییی ...
نامی که تو .... چیز .. ببخشید .... تو مغزش عروسی بود داشت سگ ذوق میشد ...
که یکی دیگه گفت : نه اون به جین میااادددد
یکی دیگه : نههه اون به شوگا میادددد
شوگا لبخندی به اون ارمی زد و با چشمک بهش فهموند که خوب کاری کرده ....
....یکسال گذشته و جونگ اه شده بی هیت ترین ایدل جهان اون به زیبا ترین زن جهان معروف شده که همه دلشون میخواد باهاش ترک بدن ....
تو این یکسال اعضا عشقشون نسبت به جونگ اه بیشتر شد ...
یه روز دور هم نشسته بودن و نیکا خبر اورد که بزودی ازدواج میکنن ...
دور اتیش بودن که
نیکا : دختر ... تو نمیخوایی کسی رو واسه خودت جور کنی .؟...
جونگ اه در گوش نیکا : نیکا ... من ... عاشق شدم ...
نیکا : اوه شت ...( بلند )
جیهوپ : چیشده
نیکا : ها .. هیچی نشده ....
اره چیزی نیست...
نامی ....
- ۲۲۸
- ۰۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط