مرگ اگرمرداست گو نزدمن آی*

مرگ اگرمرداست گو نزدمن آی*
تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ *
من از او عمری ستانم جاودانی *
او زمن دلقی ستاند رنگ رنگ *
دیدگاه ها (۳)

بیائید قدر پدرو مادرمان را بدانیم که تکرار نشدنی اندوآنهائیک...

من از بازوی خود دارم بسی شکر*که زور مردم آزاری ندارم*

یک چند به تقلید گزیدم خودرا * نادیده همی نام شنیدم خودرا * د...

زمانی که خاطره هایت از امید هایت قوی ترشدپیر شدنت شروع می شو...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱۶" در آغوش رویای آبی ات "...

★彡   Part 67 彡★ توان پلک زدن نداشتم.چون می ترسیدم از دستش بد...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱" در آغوش رویای آبی ات " ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط