وانمود کردم به همه،که خیلی سخت نبود غمت رفتن و دل بریدنت،

وانمود کردم به همه،که خیلی سخت نبود غمت رفتن و دل بریدنت،
وانمود کردم به همه که دیگه اشتیاقی نیست واسه دوباره دیدنت،
یه جور نشون دادم که نه،یه اتفاق عادی بود،
همون دوتا درد دلم واسه خودش زیادی بود،
یه جوری گفتم که همه بهت میگن بی عاطفه،
میگن که حرف امروزت با دیروزت مخالفه،
اما شبا یواشکی وقتی که هیشکی نیس پیشم،
گوشیمو روشن میکنم به عکس تو خیره میشم...
دیدگاه ها (۱)

رقص مرگ و عشقp¹²مدرسه، تنها جایی بود که می‌تونستم نفس بکشم. ...

زیبای کوچک فریبکار

تهیونگ و دوستاش اخیرا رفته رستوانی که یکی از آرمی ها توش کار...

رمان آغوشی از جنس خطر/پارت اول 1

My lovely neighbor part : 66

فیک تهیونگ

Like Swan 🦢#like_swan𝑃𝑇16ویو هویج:چند روز از ورود لی یان به ...

پارت ۲ ویو ا.ت به جونگ کوک پیام دادم که با تهیونگ میرم و اون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط