روزگاریست که در گوشه ی ویرانه ی دل

روزگاریست که در گوشه ی ویرانه ی دل
کرده ام جای که این گوشه ی ویرانه از اوست
سنگ زد عاقل اگر بر سر دیوانه ی ما
سنگ از او عاقل از او ، این دل دیوانه از اوست
دیدگاه ها (۱)

جهان بگذار تا بر من سَر آیدکه کامِ دل تو بودی از جهانم...

دلشدهٔ کوی توام ، دار به گیسوی تواممستِ تن وبوی توام ،محو لب...

فقط بگو خدا تو را ...برای من ساخت؟ یا مرا برای تو ، ویران کر...

دو چشم مست میگونت ببرد آرام هوشیاراندو خواب آلوده بربودند عق...

آغوش تو آرام ترین خانه ی دنیاستدست تو صمیمانه ترین شانه ی دن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط