ابری که می شوی، زیر بارانت می نشینم
ابری که می شوی، زیر بارانت می نشینم
تا خیس اشک هایی شوم، که تو را آفتابی می کند..
تو بارانت را روی من بگیر
بی منت آغوش دیگری که
روی خیسیِ شرشر زدن های تو
چتر باز می کند..
من عذر تمام چترها را می خواهم
مادامی که زیر آسمان تو قدم بزنم
آفتابی و بارانی اش یک اندازه به دل این رهگذر می نشیند..
تا خیس اشک هایی شوم، که تو را آفتابی می کند..
تو بارانت را روی من بگیر
بی منت آغوش دیگری که
روی خیسیِ شرشر زدن های تو
چتر باز می کند..
من عذر تمام چترها را می خواهم
مادامی که زیر آسمان تو قدم بزنم
آفتابی و بارانی اش یک اندازه به دل این رهگذر می نشیند..
- ۲.۳k
- ۰۸ دی ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط