سلام دوستای گلم

سلام دوستای گلم..
طاعاتتون مقبول درگاه حق..بااینکه میزان لایک هاتون اصلارضایت بخش نبود ولی حیفم اومد ک ای رمان کوتاه روباشما ب اشتراک نزار..
فقط لطفازودقضاوت نکنین..بهتون قول میدم ک بابتش وقتتون روهدرنکردین..تااخرداستان روباهم پیش میریم بعدانتقادوقضاوتونظربدین..
پس..
بسم الله..
قسمت اول.."بامن ازدواج میکنی¿¡"

توی دانشگاه مشهوربود ب اینکه ن ب دختری نگاه میکنه و ن اینکه تامجبور بشه با دختری حرف میزنه..هرچند بااینکه حرف های دیگه ای هم پشت سرش میزدن.....
♡توی راهروبادوستام ایستاده بودیم و حرف میزدیم ک اومد جلو و بااسم صدام کرد..خانوم همیلتون..میتونم چندلحظه باهاتون صحبت کنم¿¡
کنجکاوشدم..پسری ک باهیچ دختری حرف نمیزد، بامن چیکارداشت..¿¡
دنبالش راه اوفتادموباهم رفتیم توحیاط دانشگاه..بعداز چندلحظه این پا و اون پاکردنو رنگ ب رنگ شدن گفت:میخوام ازتون درخواست ازدواج کنم..¡¡
چنان شوکی بهم واردشد ک نتونسم حتی پلک بهم بزنم..ماتاقبل ازاین یکبارهم برخوردمستقیم نداشتیم..حتی باهم حرف هم نزده بودیم..حالا ی باره پیشنهاد ازدواج¿¡¡
پیشنهاد احمقانه ای بود اما بخاطرحفظ شخصیتوظاهرم سعی کردم خییلی محترمانه بهش جواب رد بدم..
بادی ب غبغب انداختموگفتم:میدونم من زیباترین دختردانشگاه هستم و.....پریدوسط حرفم..بخاطراین نیست..درحالی ک دل دل میزدو نفسش از ته چاه درمیومد..دستی ب پیشونیه خیسوصورت سرخ شدش کشیدوادامه داد:دانشگاه ب شدت من روتحت فشارگذاشته ک باید یکی ازمواردپیشنهادیشون رو انتخاب کنم یااینجاروترک کنم..برای همین تصمیم ب ازدواج گرفتم..شمابین تمام دخترای دانشگاه رفتارو شخصیت متفاوتی دارین..رفتار و نوع لباس پوشیدنتون هم.....
♡همینطوردرحال ادامه دادن صحبتاش بودومن مثل ی آتشفشان درحال فوران و اتیش زیرخاکستربودم..تااینکه این جمله روگفت:طبیعتادرمدت ازدواج هم خرج شمابامنه.....
دیگه نتونستم طاقت بیارمومحکم خابوندم زیرگوشش............
دیدگاه ها (۳)

#دعای روز سوم ماه مبارک رمضان..اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی فِیهِ ا...

#قسمت دوم رمان کوتاه..تالحظه ی مررگ..تو با خودت چی فکر کردی ...

سلام دوستان..نمازروزه هاتون قبول حق..لایک هاتون همه رقبتم رو...

دعای روز دوم ماه مبارک رمضان«اللَّهُمَّ قَرِّبْنِی فِیهِ إِل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط