سانزو ات توروخدا معذرت میخوام
3
سانزو: ا.ت... توروخدا. معذرت میخوام
ا.ت: ....
سانزو به ا.ت مزدیک تر شد که ا.ت بلند شد رفت تلوزیون رو خاموش کرد یه کتاب اور و شروع به خوندن کرد
سانزو هم که دیگه طاقت نداشت رفت دست ا.ت رو گرفت
سانزو: ا.ت چرا جواب نمیدی؟ توروخدا ببخشید معذرت میخواو غلط کردم ببخشید لطفا قهر نباش من نمیتتونم تحمل کنم 🥺
ا.ت: هووففف
ا.ت رفت تو اتاق و یه لباس راحتی باز پوشید اومد لای پاهای سانزو نشست و تو بغل سانزو تکیه داد و به کتاب خوندن ادامه داد
سانزو هم شکه شده بود بعد هم فهمین که این کارت یعنی اینکه بخشیدیش بعد یه لبخند زد و از پشت بغلت کرد و سرش رو روی شونت کذاشت
تو هم که یه برامدگی روی شلوار سانزو حس کردی و فهمدی که....
ا.ت: سانزو؟ هووففف باشه باشه بلند شو 😮💨
سانزو: هاع؟
ا.ت: مگه نمیخوای؟ اگه نمیخوای هم به درک ولی من میخوام پس بلند شو اینجا که نمبشه اومدیم و دیدیم سنجو یهو اومد بعد میخوای چیکار کنی؟ بلند شو بدووو
سانزو: 😏معلومه که میخوام.
......
شروع هنتای: 🔞اگه نمیخواین نخونید و گذارش هم نکنید
ببینید من هشدار دادم پس یا بخون یا نخون و گذارش نکن
شروع:
هه هه هه هههههههه
سانزو: ا.ت... توروخدا. معذرت میخوام
ا.ت: ....
سانزو به ا.ت مزدیک تر شد که ا.ت بلند شد رفت تلوزیون رو خاموش کرد یه کتاب اور و شروع به خوندن کرد
سانزو هم که دیگه طاقت نداشت رفت دست ا.ت رو گرفت
سانزو: ا.ت چرا جواب نمیدی؟ توروخدا ببخشید معذرت میخواو غلط کردم ببخشید لطفا قهر نباش من نمیتتونم تحمل کنم 🥺
ا.ت: هووففف
ا.ت رفت تو اتاق و یه لباس راحتی باز پوشید اومد لای پاهای سانزو نشست و تو بغل سانزو تکیه داد و به کتاب خوندن ادامه داد
سانزو هم شکه شده بود بعد هم فهمین که این کارت یعنی اینکه بخشیدیش بعد یه لبخند زد و از پشت بغلت کرد و سرش رو روی شونت کذاشت
تو هم که یه برامدگی روی شلوار سانزو حس کردی و فهمدی که....
ا.ت: سانزو؟ هووففف باشه باشه بلند شو 😮💨
سانزو: هاع؟
ا.ت: مگه نمیخوای؟ اگه نمیخوای هم به درک ولی من میخوام پس بلند شو اینجا که نمبشه اومدیم و دیدیم سنجو یهو اومد بعد میخوای چیکار کنی؟ بلند شو بدووو
سانزو: 😏معلومه که میخوام.
......
شروع هنتای: 🔞اگه نمیخواین نخونید و گذارش هم نکنید
ببینید من هشدار دادم پس یا بخون یا نخون و گذارش نکن
شروع:
هه هه هه هههههههه
- ۶۰
- ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط