از خودم شرمنده شدم.وقتی فهمیدم زندگی یک جشن بالماسکه بود

از خودم شرمنده شدم.وقتی فهمیدم زندگی یک جشن بالماسکه بود و در حالی که من با چهره واقعی ام در آن حاضر بودم.
دیدگاه ها (۰)

وقتی کسی را میخواهید.شعورش را.شخصیتش را.انسانیتش را به بهای ...

بسار آموزنده.تا آخر گوش بدین.

وقتی بچه بودم از روح می‌ترسیدموقتی بزرگ شدم فهمیدم آدما ترسن...

هرچی بیشتر آدما رو شناختم فهمیدم با بعضیا نباید خودت باشی،با...

بعد سال ها یک ادیت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط